دختری که شبیه من است
چشم ها
ابروها
لب
بینی
و گونه اش با من یکی است .
دختری که من دوست دارم او را حلق آویز کنم بر درختی که نامش زندگی است .
دختری که گاهی نیز با آن عاشقیتمان یکی است .
من او را به خوبی می شناسم و در این شب ِ غمگین و سیاه هر دو با هم سردرگم شده ایم و حوصله مان سر رفته است و گوشی دوستمان خاموش است و و هیچ شعری آرام مان نمی کند و دستگاه ام پی تری مان فرمت شده است و فردا امتحان داریم و سرما خورده ایم بدجور ...........................
خدایا
بیا پایین و دقیقه ایی با ما به صحبت بنشین .
خدایا تلخ تر از زهرم ، شیرین تر از عسلم کن .....................


