دیشب یه آن شدی مثله نخل . یاده نخله تو حیاط مون افتادم . بی خرما ، بی پرنده .
به من رخصت می دی ؟؟
:
هنوز سالار خونه س پناه ِ منه دستاش ، سرم رو شونه هاش ِ رو گونمه نفس هاش ....
دیشب یه آن شدی مثله نخل . یاده نخله تو حیاط مون افتادم . بی خرما ، بی پرنده .
به من رخصت می دی ؟؟
:
هنوز سالار خونه س پناه ِ منه دستاش ، سرم رو شونه هاش ِ رو گونمه نفس هاش ....